چرا استعفا نمی دهیم..!!؟
چرا استعفا نمی دهیم؟
در ساده ترین شکل می توان سوال را به این صورت ساده مطرح کرد که از ابتدای انقلاب در 22 بهمن 57 تا به امروز مجموعا چه تعدادی از مسئولان و دولتمردان ما در واکنش به خطایی که در مجموعه شان اتفاق افتاده استعفا داده اند ؟ صرف نظر از اینکه مقصر بوده اند یا نه واین دست ملاحظات . پاسخ آن است که خیلی کم و درحد صفر .
سوال بعدی : در کشورهای دیگر مثلا هند ، ترکیه ، ژاپن ، برزیل ، انگلستان و غیره در نتیجه قصور و خبط و خطایی که در حوزه کاریشان اتفاق افتاده ، استعفا داده اند؟ هیچ کس آمار دقیق و درستی ندارد . در عین حال یک نکته مسلم است : قطعا تعداد مثل ایران نزدیک به صفر نیست . قطعا و برخلاف مقامات ایرانی تعدادی از آنان ظرف سه دهه گذشته به دلیل قصور و خبط و خطایی که در حوزه کاریشان اتفاق افتاده و یا خود مقصر بوده اند ، استعفا داده اند .
بنابراین پرسش به این صورت در می آید که چرا در کشورهای دیگر هر از گاهی یکی از مسئولین و مقامات ارشدشان به دلیل خبط و خطایی که در حوزه کاریشان اتفاق می افتد ، استعفا می دهند ، اما در ایران هیچوقت هیچ مقامی به دلیل سوء مدیریت و یا خبط و خطایی که در حوزه کاری اش صورت می گیرد استعفا نمی دهد ؟ یک دلیل می تواند این باشد که در مدیریت حکومتی ما اساسا هیچ وقت خبط و خطایی صورت نمی گیرد .
بنابراین مسئولین ما علی القاعده نیازی به استعفا نداشته اند ، اما در کشورهای دیگر این گونه نیست . در آن کشورها مسئولین عاری از خبط و خطا نیستند . وچون مرتکب خطا ولغزش می شوند ، پس لاجرم مجبور به استعفا می شوند، اما مسئولین ما ما چون مرتکب خطا و لغزش نمی شوند و نشده اند، بنابراین موضوع استعفایشان هم بالطبع هیچ وقت پیش نیامده. اما آیا واقعا این ادعا درست است و مسئولین ما مرتکب خبط و خطا نمی شوند و بنابراین ضرورت استعفای آنان هم هیچ وقت پیش نیامده است؟ حاجت به گفتن نیست که حتی خود مسئولین ما هم این ادعا را قبول ندارند. واقعیت آنست که ضریب و یا آمار ارتکاب خطا و لغزش اگر میان مسئولین ما از دیگران نباشد ، یقینا کمتر هم نیست . در نظام های دیگر به دلیل وجود یا ضرورت پاسخگویی و پاسخگو بودن مسئولین و وجود یک مکانیزم نظارتی نیرومندی به نام مجلس یا پارلمان که مسئولین در عالی ترین رده ها موظف به پاسخگویی به آن هستند، ضریب ارتکاب خطا یا احتمال ارتکاب خطا خیلی کمتر میشود، در حالی که درجامعه ما اساسا نفس یا فلسفه پاسخگویی خیلی جدی نیست. آن مقداری هم که درقالب مجلس وجود دارد در عمل و بنابر ملاحظات و مصلحت های سیاسی و حکومتی عملا به یک شوخی بیشتر شباهت پیدا کرده تا نهادی جدی که مسئولین ارشد کشور خود را در برابر آن موظف به پاسخگو بودن و حساب پس دادن بدانند. حسب نص صریح قانون اساسی ، دولت در برابر مجلس بایستی پاسخگو باشد، اما همین دولت علی رغم همه بی انظباطی ها و سوء مدیریت های که در طی این 6 سال گذشته داشته ، چند بار خودش یا وزرایش به مجلس احضار شدند و در قبال عملکرد وزارتخانه متبوعشان " سین جیم " شدند ؟ ایضا مسئولین ارشد قوه قضائیه ، مسئولین نظامی ، انتظامی و سایر ارکان قدرت به کدام نهاد و قدرت مجبور شدند که حساب و کتاب پس بدهند ؟ کدام نهاد اساسا بر کار آنان نظارت دارد ؟ در خصوص دولت حداکثر آن بوده که اول هفته گفته شده که نمایندگان امضاء جمع کرده اند برای سوال از این وزیر یا آن وزیر و آخر هفته هم گفته شده که عده ای امضاء هایشان را پس گرفته اند و موضوع منتفی شده . یا گفته شده که فعلا " مصلحت " نیست که از وزیر یا رئیس جمهور در صحن علنی مجلس سوال شود . به عبارت دیگر ، یک دلیل مهم اینکه چرا مسئولین ما استعفاء نمی دهند ، آنست که در نظام مدیریتی کلان ما اساسا حسابرسی و پاسخگویی وجود ندارد . نظام مدیریتی کلان کشور ، هرکاری که بکند درست است و هرکاری هم که نکند ، باز هم درست است .
دلیل دوم ، مسئولیت ناپذیر بودن مسئولین ما آنست که آنان اساسا خود را عقل کل می دانند. هر فکر، هر سیاست، هراندیشه، هرتدبیر، هرتصمیم و هرتصور و خیال آنان، حقیقت مطلق و مطلق حقیقت است. چگونه می توان تصور کرد که مسئولین ما اشتباه بکنند ، فکرشان غلط باشد ، چیزی را ندانند یا ضعف و اشکالی در کارشان، در فکرشان، در عملکردشان، در تفکرشان و در تصمیماتشان باشد ؟ آیا محض نمونه حتی یک بار شده مسئولین ما بگویند که چیزی را نمی دانند؟ مطمئن نیستند؟ شک دارند؟ آیا یک بار شده که مسئولین ما بگویند که این موضوع یا این مساله را دانشگاهی های ما ، علما و صاحبنظران ما بایستی مورد کنکاش ، مطالعه و بررسی قرار دهند؟ برعکس همواره خاطر نشان کرده اند که ضعف دانشگاهیان کجا بوده و چگونه دانشگاهیان بایستی خود و دانشگاه را اصلاح نمایند. چگونه می توان از چنین مجموعه ای انتظار داشت که اذعان کند اشتباهی و خبط و خطایی در زیر مجموعه اش اتفاق افتاده و او هم با پذیرش آن خطا و پذیرش مسئولیت آن مجموعه استعفا دهد ؟
نخست وزیر انگلستان هر هفته سه شنبه ها در مجلس انگلستان حضور می یابد و به پرسش های نمایندگان در جلسه علنی پاسخ می دهد. سارکوزی در برابر مجلس فرانسه ، اوباما و نخست وزیرهند در برابر کنگره و ایضا سایرین در برابر پارلمان هایشان پاسخگو هستند. نفس اینکه می بایستی در برابر مجلس هایشان پاسخگو باشند به معنای آن است که لزوما در کارهایشان، تصمیماتشان و سیاست هایشان خیلی هم مممکن است درست عمل نکرده باشند، اما همان طور که گفتیم در نظام ما اساسا پاسخگویی جدی و واقعی معنی ندارد. مسئولینی که عقل کل هستند چگونه ممکن است اشتباه کنند و چگونه می توان انتظار استعفا و پذیرش ناتوانی از آنان داشت ؟ و بالاخره می بایستی به مطبوعات و رسانه های جمعی اشاره داشت. مسئولین و دولتمردان در جوامع توسعه یافته از مطبوعات و رسانه های جمعی شان واقعا حساب می برند ، اما در ایران مطبوعات دولتی که به جز صدقنا گفتن و تعریف و تمجید از اصحاب قدرت ، کار دیگری بلد نیستند . رادیو و تلویزیون هم که شش دانگ در خدمت دولت است . در جوامع دیگر، مصاحبه گران، رئیس جمهور یا سایر مقامات ارشد دیگر را پشت صحنه تلویزیون به زانو در می آورند، در ایران خودمان مصاحبه کننده با رئیس جمهور فقط مجاز است لبخند بزند و سرش را تا یک زاویه مشخصی به علامت تائید سخنان وی پایین و بالا ببرد.
ختم کلام آنکه وقتی پاسخگویی در نظامی وجود نداشته باشد ، و افزون بر آن ، مسئولین و مقامات آن ، خود را عقل کل بدانند و مطبوعات و رسانه های جمعی آن صرفا مبلغ و مجیز گوی قدرت باشند ، خیلی نبایستی از مسئولین و دولتمردان آن انتظار داشت که اولا بپذیرد خود یا زیر مجموعه شان ممکن است مرتکب خطایی شده باشند ، ثانیا آنکه به واسطه ارتکاب آن خطا ، استعفا هم بدهند . اساسا در چنین مجموعه ای ، چیز به اسم فرهنگ استعفا خیلی نمی تواند موضوعیت داشته باشد.
منبع:نسیمبیداری
با درود و سلام به جويندگان راه حقيقت .